آموزش

اصول برنامه ریزی فردی

قبل از آغاز برنامه ریزی فردی باید به هفت اصل مهم در برنامه ریزی فردی توجه داشته باشیم و با اعتقاد به این اصول در طول برنامه ریزی و اجرای برنامه به این اصول پایبند باشیم:

اصل اول- اصل ارزیابی (نگاه به گذشته):

در این شیوه برنامه‌ریزی ما بیش از آن که به آینده فکر کنیم به گذشته توجه داریم. ذهنیت بسیاری از افراد در مورد برنامه‌ریزی این است که کارهای روزهای آینده را مو به مو ترسیم کنند و به طور صد در صد آن کارها را انجام دهند طبیعتاً انجام چنین کاری غیر ممکن است. زیرا پیش بینی حوادث و اتفاقات آینده کار غیر ممکنی است و هر چقدر تلاش کنیم، نمی توانیم تمامی عواملی را که بر‌هم ‌زننده این برنامه خواهند بود از قبل شناسایی وخنثی کنیم. اما به سادگی می‌توانیم عواملی را که در گذشته برنامه ما را بر هم زده اند ، بشناسیم و از بروز آن ها در برنامه امروز جلوگیری کنیم.  

برنامه ریزی اگر مبتنی بر واقعیات گذشته نباشد قابل اجرا نیست. یک برنامه تخیّلی و ایده آل برای آینده هر چند خوش آیند و زیباست امَا قابل اجرا نیست بنابراین با نگاه به گذشته و ارزیابی کار انجام شده  مشکلات موجود در برنامه شناخته می‌شود رفع این اشکالات از برنامه روزهای بعد، باعث ارتقای سطح برنامه می گردد.

توجه:برنامه ریزی یک پدیده تکوینی است یعنی در طول طراحی، اجرا و ارزیابی تکامل یافته و به بلوغ می رسد و نباید انتظار داشته باشیم که در همان ابتدا یک برنامه ریزی دقیق و ایده‌آل انجام شود.

 پس نگاه به گذشته و ارزیابی برنامه اجرا شده در شکل گیری برنامه هفته بعد موثر و تعیین کننده است.

اصل دوم- اصل پیشرفت (رقابت با خود) :

پیشرفت زمانی قابل مشاهده و اندازه گیری است که مبدا مقایسه خودمان باشیم . اگر کار خود را با دیگران مقایسه کنیم نمی توانیم متوجه پیشرفت یا عدم پیشرفت خود باشیم زیرا مبدا (کار دیگران) نیز تغییر کرده است .

همواره سعی کنید در حال رقابت و سبقت گرفتن باشید، اما نه از دیگران بلکه باید هر روز نسبت به روز قبل خود در جایگاه بالاتری قرار داشته باشید.

موفقیت یک امر مطلق نیست. بلکه موفقیت برای هر کسی در جایگاه های مختلف تعاریف متفاوتی دارد

 اگر هر روز نسبت به روز قبل ، بهتر باشیم موفق هستیم.

اصل سوم – اصل عادت :

درس خواندن از دید اکثر افراد کاری سخت و عذاب آور است . واصولا برای انجام کار های سخت به اراده نیاز دارید تاکنون رسم بر این بود که در ایام امتحانات اراده می کردید و بر خود سخت می گرفتید تا بتوانید یک کار سخت و عذاب آور (منظور درس خواندن) را انجام دهید. اما پر واضح است که اراده انسان بسیار ضعیف است و در دراز مدت مستهلک می شود بنابراین نمی توانید یک دوره چندین ماهه را با کمک اراده پشت سر بگذارید.  بنابراین لازم است که راهکار دیگری در پیش گیرید. راه حل این است که درس خواندن به امری لذت بخش تبدیل گردد در این صورت دیگر نیازی به اراده ندارید. چون کارهای لذت بخش را بدون اراده انجام می دهید.

عادت نقش تعیین کننده ای در تعریف لذت و سختی دارد بسیاری از کارها که به نظر سخت می آید در صورتی که به آنها عادت کنید نه تنها سخت نخواهد بود بلکه لذت بخش نیز می شود .

عادت حتی می تواند تغییرات فیزیولوژیک در بدن انسان ایجاد کند. افرادی که در قطب و استوا  زندگی می کنند به لحاظ ژنتیکی کاملا یکسان هستند اما عادت به محیط ، نه تنها سختی سرما و گرما را از بین برده است بلکه سازگاری نیز ایجاد کرده  به طوری که تغییر ناگهانی محیط حتی می تواند منجر به مرگ گردد.

تاثیر عادت بر روان انسان بسیار شدید تر و سریع تر از تاثیر بر جسم می باشد.

عامل اساسی ایجاد عادت به یک کار ، تکرار منظم آن کار است

 اکثریت کارهایی را که به صورت منظم انجام می دهید مانند مسواک زدن و… ریشه در عادت دارد.

شخصیت یک فرد متاثر از صفات اوست

 و صفات یک فرد برگرفته از عادات اوست

                پس با ایجاد عادات مثبت یا منفی ، شخصیت خود را شکل می دهیم.

اصل چهارم – کمیت به کیفیت تقدم دارد :

اصولاً در یک پروژه کمیت و کیفیت دو عنصر اساسی و قابل توجه هستند به صورت ذهنی اغلب ما به کیفیت توجه زیادی داریم و برای آن جایگاه ویژه ای قائل هستیم اما کمیت نسبت به کیفیت  اولویت دارد. تا کمیت ایجاد نگردد کیفیت مفهومی ندارد و افزایش کمیت، کیفیت را نیز به دنبال خواهد داشت

 با بهره گیری از یک برنامه صحیح می توانیم ازلابه‌لای وقت های مرده اوقات مفیدی را استخراج کنیم و از آن بهره مند شویم و بدین ترتیب شاخص ساعت مطالعه را افزایش دهیم.

اصل پنجم – تکامل تدریجی :

برنامه ریزی به تدریج تکامل می یابد. نباید این انتظار را داشته باشیم که در شروع برنامه ریزی بتوانیم یک برنامه بدون ایراد و صد در صد اجرایی را تنظیم کنیم . هر چه قدر پیش تر می رویم شناخت ما از وضعیت و ویژگی ها یمان بیشتر می شود و در برنامه ریزی نیز تبحر پیدا می کنیم و می توانیم برنامه دقیق تری طراحی کنیم. یک برنامه ریزی خوب برنامه ای است که انعطاف داشته باشد و به مرور زمان قابل اصلاح باشد.

اصل ششم –  اهمیت واحد زمانی :

برنامه ریزی بدون در نظر داشتن واحد زمانی غیر ممکن است و با توجه به وجود دو عنصر تصمیم گیری و ارزیابی برای هر کدام از این عناصر ، نیاز به یک واحد زمانی داریم. تا برنامه خود را در قالب آن واحد زمانی ، طراحی و اجرا کنیم.

  • واحد زمانی تصمیم گیری یک شبانه روز می باشد. به عبارت ساده تر موظف هستید هر روز برای همان روز تصمیم بگیرید و یا هرشب برای روز بعد تصمیم بگیرید. هر قدر که تصمیم گیری برای زمان طولانی تری باشد احتمال اجرا شدن آن تصمیم کمتر می گردد.
  • واحد زمانی ارزیابی برنامه یک هفته می باشد . در طول روز های هفته تصمیماتی را که گرفته ایم ثبت می کنیم . اجرا شدن یا نشدن آن ها را ثبت می کنیم و در پایان هفته جمع بندی و ارزیابی خواهیم داشت و با مقایسه این هفته با هفته های گذشته طراحی و برنامه ریزی هفته بعد را انجام می دهیم .

واحد زمانی ارزیابی برنامه اگر کمتر از یک هفته باشد (به عنوان مثال یک شبانه روز) دستخوش تغییرات زیادی قرار می گیرد و قابل مقایسه نمی باشد و اگر بیش از یک هفته باشد (به عنوان مثال یک ماه) به دلیل طولانی شدن زمان ارزیابی فرصت تصحیح و تغییر را از دست خواهیم داد.

اصل هفتم  : فرهنگ استفاده از ابزار

برای انجام هر کاری نیازمند ابزار مخصوص آن کار هستیم برنامه ریزی فردی نیز از این قاعده مستثنی نیست .

ابزار برنامه ریزی فردی ، دفتر برنامه ریزی است که برای هر واحد جمع بندی برنامه ( یعنی یک هفته) یک ماتریس برنامه ریزی خواهیم داشت . مجموعه چندین ماتریس برنامه ریزی تشکیل یک دفتر برنامه‌ریزی را خواهد داد .

بر گرفته از کتاب برنامه ربزی و مشاوره فردی تالیف دکتر هادی خیرآبادیدکتر هادی خیرآبادی

درباره نویسنده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *