آموزش

اختلال خوردن چیست؟

به طور معمول یک تصور اشتباه وجود دارد که اختلالات خوردن را نوعی انتخاب در شیوه زندگی می دانند و تصور بر این است که آدم های چاق و پرخور دارای اختلال خوردن هستند در حالی که اختلال خوردن هیچ ربطی به چاقی و لاغری ندارد. اختلالات خوردن در واقع بیماری های جدی و اغلب مرگباری هستند که با افکار و احساسات افراد مرتبط است. گرفتن رژیم های غذایی، درگیری ذهنی با غذا یا وزن بدن و تناسب اندام نیز می تواند، اختلال خوردن را نشان دهد. اختلالات خوردن از جمله، پر خوری عصبی، بی اشتهایی عصبی، اختلال خوردن، اختلال خوردن نامشخص و انواع مختلف آنها، از اختلالات جدی در رفتار خوردن و تنظیم وزن محسوب می گردند و با طیف وسیعی از عواقب روانی، جسمانی و اجتماعی همراه هستند. فرد مبتلا به اختلال خوردن ممکن است مقادیر کوچک تر یا بزرگتری از غذا مصرف کند اما، در برخی موارد، اصرار آنها برای خوردن کمتر یا بیشتر به صورت سینوسی، خارج از کنترل می گردد. ناراحتی شدید یا نگرانی در مورد وزن یا شکل بدن، و یا تلاش های شدید برای مدیریت وزن یا مصرف غذا، نیز ممکن است اختلال خوردن را مشخص کند (موسسه ملی سلامت روان[۱]، ۲۰۱۴). اختلالات تغذیه و خوردن با اختلال مداوم در خوردن و رفتار مرتبط با خوردن مشخص می شوند که به تغییر مصرف یا جذب غذا منجر می شوند و سلامت جسمانی یا عملکرد روانی اجتماعی را مختل می کنند (انجمن روانپزشکی آمریکا، ویراست پنجم ، ۲۰۱۳).

عوامل موثر در ایجاد اختلال خوردن چیست؟

چندین مطالعه طولی اثرات مهم روانشناختی و رفتاری را در توسعه اختلالات خوردن شناسایی کرده اند. درونی کردن اینکه اندام لاغر ایده ال است (فیربرن[۲]، کوپر[۳]، دال[۴] و دیویس[۵]، ۲۰۰۵؛ مک نایت اینوستیگیتور[۶]، ۲۰۰۳) و نا رضایتی از بدن (کیلن[۷] و همکاران، ۱۹۹۶)، هر دو نشان داده اند که تمایل به کاهش وزن را به سرعت افزایش می دهند. انجام رفتار هایی مانند رژیم گرفتن های نا سالم (به عنوان مثال، محدود کردن شدید کالری دریافتی یا محدود سازی در نوع غذا های دریافتی) و غذا نخوردن های طولانی مدت، نیز به عنوان افزایش دهنده ریسک ابتلا به اختلال خوردن، شناخته شده اند (مک نایت اینوستیگیتور، ۲۰۰۳). در نهایت، استرس ادراک شده، عواطف منفی (استیک، دیویس، میلر[۸] و مارتی[۹]، ۲۰۰۸؛ استیک، مارتی و دورانت[۱۰]، ۲۰۱۱) و کمبود تنظیم هیجانی (پاتون[۱۱]، سلزر[۱۲]، کافی[۱۳]، کارلین[۱۴] و ولف[۱۵]، ۱۹۹۹؛ استریگل موره[۱۶] و همکاران، ۲۰۰۷) در میان افراد مبتلا به خوردن گزارش شده است.

عوامل محیطی شامل مسائل مرتبط به خانواده مبدا، تاثیر همسالان و فشار های اجتماعی نیز در پیشرفت اختلالات خوردن دخیل شده اند. دغدغه های خانواده مبدا از جمله، تاکید بر استحکام، کارایی و کمال گرایی به عنوان افزایش دهنده اختلالات خوردن نشان داده شده اند (نیکولز[۱۷]، ۲۰۱۳). همچنین قرار گرفتن نوجوانان در معرض زورگویی نیز می تواند ریسک ابتلا به اختلالات خوردن را افزایش دهد و یا باعث تشدید اختلال خوردن گردد (نیکولز، ۲۰۱۳). شرکت کردن در رقابت های ورزشی انفرادی که در آنها وزن کم یک مزیت و ارزش محسوب می شود مانند ژیمناستیک، پاتیناژ، اسکیت و رقص در مقایسه با ورزش های تیمی، میزان ریسک ابتلا به اختلال خوردن را افزایش می دهد (زاکر[۱۸]، وومبل[۱۹] و ویلیامسون[۲۰]، ۱۹۹۹). در نهایت رسانه ها که به صورت هماهنگ، داشتن اندام لاغر را به عنوان یک مزیت تقویت می کنند؛ باعث می شوند که روش های ناسالم خوردن به عنوانی روشی برای کاهش وزن، افزایش یابند (سویسمان و همکاران، ۲۰۱۴).
[۱] National Institute of Mental Health
[2] Fairburn
[3] Cooper
[4] Doll
[5] Davies
[6] McKnight Investigators
[7] Killen
[8] Miller
[9] Marti
[10] Durant
[11] Patton
[12] Selzer
[13] Coffey
[14] Carlin
[15] Wolfe
[16] Streigel-Moore
[17] Nicholls
[18] Zucker
[19] Womble
[20] Williamson

درباره نویسنده

مشاور و روان درمانگر عضو انجمن روانشناسی آمریکا (APA) عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *