دسته‌بندی نشده

ابتلای فروید، یالوم، الیس، پرز، آدلر و فرانکل به کرونا

کرونا آمد… روزی که وارد ووهان چین شد، ویروسی بودنش نشان از آن می داد که به زودی همه دنیا را درخواهد نوردید… همینگونه هم شد، درنوردید….کرونا اولین بیماری ویروسی دنیا نبود، آخرینش نیز نخواهد بود…آنچه مهم است آن است که در این بین وظیفه ما –مشاوران و روان شناس ها- به عنوان سفیران بهداشت روان این مرز و بوم چیست؟ ما که لباس سفید پزشک و پرستار برتن نداریم، لباس رزم بسیج و سپاه و نیروهای لشکری و کشوری بر تن نداریم، ماکه لباسمان بسان مردمان عادی است؛ پس سوال اساسی اینجاست که آیا ما نیز باید چونان مردمان عادی سرزمینمان عمل کنیم؟ پس رسالتمان چه می شود؟ براستی فرق ما و مردمان عادی چیست؟؟ این روزها چه وظیفه ای داریم؟ شکی نیست که روان شناسی و اضطراب دو مقوله در هم تنیده اند… اصلا تمام پروتکل های روان شناسی به نحوی با سرفصلی از اضطراب شروع می شوند… فروید علیه الرحمه هسته مرکزی حالات روان نژندی یا نوروتیک را اضطراب می داند و اضطراب را مرحله اول نوروز به شمار می آورد. نوروزها کوششی برای تسکین اضطراب هایی هستند که بر اثر تعارض ها ایجاد شده اند.  مگر نه اینکه یک مشاور باید مفهوم تعارض و اضطراب و چگونگی مقابله با آنها را درک کنند تا در عمل موثر واقع شوند؟!! براستی ما با اضطراب و تعارض های کرونایی این روزهای مردم چه می کنیم؟ یا مگر نمی دانیم الیس اضطراب و اختلالات عاطفی را نتیجه طرز تفکر غیرمنطقی و غیرعقلانی می داند. به نظر او، افکار و عواطف کنشهای متفاوت و جداگانه ای نیستند. از این رو، تا زمانی که تفکر غیرعقلانی ادامه دارد، اختلالات عاطفی نیز به قوت خود باقی خواهند بود. در داستان کرونا، چقدر افکار غیرعقلانی و غیرمنطقی گریبان این مردمان را گرفته است؟ مگر نه اینکه الیس می گوید؛ انسان اختلالات و رفتار غیرمنطقی اش را از طریق بازگو کردن آن ها برای خود تداوم می بخشد؟ به راستی مردم چقدر این روزها از طریق بازگو کردن خزعبلات کرونایی موجبات تداوم رفتار غیرمنطقی خویش می شوند؟ و در این بین وظیفه ما چیست؟ یا اینکه پرز، خالق گشتالت می نویسد، اضطراب فاصله و شکاف میان حال و آینده است. انسان بدان دلیل مضطرب می شود که وضعیت موجود را رها می کند و درباره آینده و نقشهای احتمالیی که ایفا خواهد کرد، به تفکر می پردازد. اکنون کرونا با آینده افکار و رفتار مردمان سرزمینمان چه کرده است؟ کرونا چه شکافی میان حال و آینده مردمانی که حتی یک سرفه نمی کنند ایجاد کرده است؟ مبتلایان پیشکش…. براستی کرونا عاملش است یا اضطرابی که ما باید درمانگرش باشیم؟ پرز می نویسد، دلهره و مشغولیت در زمینه فعالیت های آینده باعث ترس صحنه ای می شود. ترس صحنه ای از توقع و انتظار فرد از اتفاقات بد و ناگوار در رفتار و نقش های آینده او به وجود می آید. این روزها مردم چقدر عمیق ترس صحنه ای خودساخته خویش اند و در این بین وظیفه سفیران بهداشت روانی جامعه چیست؟ اگر اریک برن اکنون بود، به ما می گفت که طرد و آلودگی خوراک روزانه ملتمان شده است و قطعا از ما سوال خواهد کرد که شما برای رفتارهای طرد و آلوده وار مردمان سرزمینتان چه می کنید؟ جان کلام را آدلر قبلا یادمان داده است. او که برایمان در ۱۹۵۴ نوشت پایه و اساس نوروز یاس است. او که نوشت نوروز نتیجه قصور در یادگیری است و نیز نتیجه ادراک ها و تصورات معیوب و منحرف….حقیقتا آیا ما اینروزها در یادگیری مان قصور نداریم؟ آیا بسیاری از خود ما دچار اداراک ها و تصورات معیوب و منحرف در زمینه کرونا نشده ایم؟ مردمان عادی پیشکش… در پایان یادی کنم از فرانکل عزیز… فرانکلی که برایمان بعد از رهایی اش از آشویتس نوشت هرچه بیشتر خودتان را با این فکر که به دیگران خدمت کنید و به کسی عشق بورزید فراموش کنید؛ انسان بهتری خواهید شد و به خود واقعیتان نزدیک‌تر می‌شوید… همو که برایمان نوشت؛ همیشه وظیفه خود را به بهترین شکل انجام دهید تا جهان جای بهتری شود… الحق والانصاف وظیفه ما در مقابل کرونا چیست؟ آیا غیر از امید، آرامش، نگاه مثبت، شادی، شادکامی و امثالهم وظیفه ای بر دوش داریم؟ و سخن آخر از پدر نازنینم؛ اروین یالوم، در اتاق درمان دو بیمار وجود دارد و خداکند آنکه بیمارتر است، درمانگر نباشد…. به خودآییم که مردمان این مرز و بوم، بیش از ماسک، وسایل بهداشتی، پیشگیری و هرآنچه در حوزه بهداشت جسم است، به سلامت روان، امید، عشق، حال خوب و پرهیز از اضطراب احتیاج دارند. به خودآییم و هرآنچه در توان داریم ارزانی این مردمانی کنیم که تا عمر داریم مدیونشان هستیم.
به نقل از ابوالفضل سعادتی، مشاور خانواده

درباره نویسنده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *