سبک زندگی

مغز انسان ؛ کارخانه تولیدی یا انباری

یک کارخانه تولیدی را تجسم کنید. هرروز محصولات این کارخانه تولید می گردد و در گوشه ای روی هم قرار می گیرد. اگر بلافاصله بازار فروش مهیا نگردد و این محصولات از کارخانه خارج نگردد. پس از مدتی جعبه های روی هم چیده شده تمام فضای کارخانه را پر می کنند و ناگزیر تولید باید متوقف گردد. در نتیجه کارخانه تولیدی تبدیل به انباری می گردد.

حال اگر تراوش ها و تولیدات ذهن ما ، امکان خروج از ذهن را نداشته باشند. ذهن ما دیگر امکان تولید یا به عبارتی فکر کردن را از دست خواهد داد و تبدیل به انباری اطلاعات می گردد. اکنون توجه کنید که خروجی های مغز انسان کجاست و تولیدات ذهن ما از چه مسیری امکان خروج دارد.

تفکرات و تولیدات ذهن انسان از دو مسیر امکان خروج از ذهن را دارد: راه اول بیان کردن و راه دوم نوشتن. به همین جهت اگر مطالبی را که به ذهنمان می رسد بنویسیم و یا بیان کنیم. بهتر می توانیم به آن مطلب فکر کنیم و به نکات بیشتر و بهتری راجع به آن مطلب پی ببریم. اگر به خاطرات آموزشی خود رجوع کنید، شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که یکی از دوستانتان از شما بخواهد یک مسئله درسی را که نمی فهمد برایش توضیح دهید. در این مواقع وقتی که در حال توضیح دادن هستیم، نکات دیگری از آن مسئله را درک می کنیم که در دفعات قبلی متوجه آن نشده بودیم.

رابطه بین فکر کردن با بیان کردن و نوشتن، یک رابطه دو طرفه است. وقتی فکر کوچکی در ذهن داشته باشیم و آن را از ذهن خود خارج کنیم. ( با نوشتن یا توضیح دادن ) می توانیم به آن بیشتر بیندیشیم و فکر بزرگتر و بهتری ایجاد کنیم و باز با خروج آن بیشتر و بیشتر فکر کنیم. بنابراین هر چند که، نوشته ها و بیانات ما مولود افکار ماست. اما همین نوشتن ها و بیان کردن ها خود زمینه را برای تولد افکار بزرگ تر فراهم می کند. به همین دلیل است که همه اندیشمندان تالیفاتی داشته اند و در بیان فصیح و بلیغ بوده اند. و صاحبان سخن و تالیف ، عموما صاحب تفکر بوده اند.

نگاشته شده در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ توسط:

دکتر هادی خیرآبادی

دکتر هادی خیرآبادی

درباره نویسنده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *